تحلیل اوضاع کنونی ۹ آذر 1403

29 نوامبر روز جهانی همبستگی با فلسطین است/ سکوت کامل تاسف بار به جای نشان دادن همبستگی: حجۃ الاسلام جواد نقوی

این آتش بس به حزب الله فرصتی داده است تا انرژی خود را بازیابد، بنابراین در طول جنگ، در حالی که حزب الله متحمل خسارات مالی هنگفتی شده است، تلفات انسانی زیادی نیز داشته است، بسیاری از فرماندهان بزرگ حزب الله بہ شھادت رسیدند بنابراین برای به فرصتی برای جبران آن نیاز داشت۔
29 نوامبر روز جهانی همبستگی با فلسطین است
بر اساس قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال 1977، روز 29 نوامبر به عنوان روز جهانی همبستگی با فلسطین تعیین شد. امروز در مورد فلسطین در 29 نوامبر 2024 صحبت می کنیم، یعنی حتی در سال 1977، فلسطین شرایط مشابهی را پشت سر می گذاشت که نیاز به حمایت و همبستگی بین المللی داشت. از آنجایی که حتی سازمان ملل هم چاره‌ای نداشت که جلوی قدرت‌هایی را بگیرد که در آن زمان فلسطینی‌ها را نسل کشی می‌کردند و آن قدرت‌ها کسی نیستند جز آمریکا، انگلیس، برخی کشورهای غربی و لابی یهودی که بہ دنبال نابودی فلسطین و حفظ اسرائیل بودہ اند بنابراین در چنین مناسبتی، سازمان ملل متحد به همه کشورهای دیگر گفت که اگر نمی توانید زمین های فلسطینی ها را بازگردانید، حداقل با آنها همبستگی کنید. از این رو 29 نوامبر به یک روز جهانی تبدیل شد.
سکوت کامل تاسف بار به جای نشان دادن همبستگی
امروز، 29 نوامبر، بار دیگر به موقعیتی رسیده است که چنین ظلمی در حق فلسطینیان صورت گرفته است که همه جهان از آن اطلاع دارد. چقدر در یک سال گذشته مورد کشتار مستمر قرار گرفته اند، اما نه تنها سازمان ملل متحد با فلسطین اعلام همبستگی نکرد، بلکه سکوت کامل کرد و با وجود جنایاتی که از سال گذشته تاکنون ادامه دارد، امروز 29 نوامبر در سراسر جهان سکوت است. کشورهای عضو سازمان ملل در سکوت کامل هستند. به گفته علامه اقبال، این سازمان ملل متحد انجمن دزدان کفن است، انجمنی برای زیر پا گذاشتن مظلومان و توجیه ظالمان. وقتی سال گذشته اسرائیل شروع به بمباران غزه کرد، دبیرکل سازمان ملل متحد شروع به بیانیه های خوبی در محکومیت اسرائیل و حمایت از فلسطین کرد، اما زمانی که تهدیدات صهیونیست ها را دریافت کرد، گویی به کما رفته است اکنون هیچ بیانیه ای از ایشان صادر نمی شود.
تعداد زیادی از کشورهای مسلمان در سازمان ملل متحد عضویت داردند، 58 کشور مسلمان عضو سازمان ملل هستند. حمایت از فلسطین وظیفه آنھا است، دین و ایمانشان، خدا و پیامبرشان همه آنها را به همدردی با مظلومان سفارش می کنند، اما در هیچ کجای دنیا نه مردم و نه حاکمان، هیچ اقدامی برای نشان دادن این حمایت انجام نداده اند، حتی به صورت زبانی و ظاهری.
آتش بس بین اسرائیل و لبنان
آتش بس میان اسرائیل و لبنان با میانجیگری فرانسه و ایالات متحده آمریکا انجام شده است. همه از این آتش بس قدردانی می کنند که کشتارهایی که در لبنان اتفاق می افتاد متوقف شده است، تا کنون 4 هزار نفر شهید و ده برابرآن مجروح شده اند۔
اما این تنها آتش بس نیست، بلکہ درک پیشینه پسینہ آن نیز مهم است. هزینه این آتش بس که قرار است بعدا جبران شود ضرری بسیار بزرگتر از این کشتار است. برای درک پیشینه آن، باید ببینیم که چرا جنگ آغاز شد و جنگ بین چه کسانی در جریان بود. همه می دانند که جنگ برای چه آغاز شد و بین چه کسانی در جریان بود. اکنون از آنجایی که حزب الله در لبنان است، دولت لبنان مسئول آن است. طرف دیگر چون امریکا وکالت اسرائیل را بہ عھدہ گرفتہ است تمام هزینه این جنگ را یا خودش پرداخت کرده یا از کشورهای عربی گرفته است.
آمریکا در این جنگ بہ بانگ دھل اعلام کرد کہ از اسرائیل جنایتکار و کودک کش حمایت می کند و با حمایت همه جانبه او اسرائیل این ھمہ مردم بی گناہ فلسطین و لبنان را کشت، اما با وجود این، همه مسلمانان، چه طبقه حاکم و چه مردم، همچنان به آمریکا احترام می گذارند و از آمریکا می ترسند و جلوی امریکا کرنش می کنند.
چه کسانی در جنگ بیشتر آسیب دیدند؟
اسرائیل برای اولین بار در این جنگ آنقدر آسیب دید که حتی نمی توانستند تصور آن بکنند، حزب اللہ گنبد آهنین اسرائیل را به طور کامل از کار انداخت و تمام شهرها را تا تل آویو هدف قرار داد. و علاوه بر حزب الله و حماس، حوثی ها هر کجا را که می خواستند هدف قرار دادند. این برای یهودیان غیرقابل تصور بود. از آنجایی که به گنبد آهنین باور زیادی داشتند و به این باور رسیدہ بودند که حتی یک پشه ھم نمی تواند به گنبد آهنین نفوذ کند، اما وقتی صدها موشک و پهپاد روزانہ از طرف حزب الله و حوثی ها شروع به اصابت به شهرهای اسرائیل شد، متوجه شدند که اسرائیل چقدر برای آنها ناامن شدہ است۔ بنابراین فشار زیادی بر نتانیاهو وارد شد تا خواستار آتش بس شود. لذا آمریکا از اسرائیل وکالت کرد و فرانسه از حزب الله وکالت کرد و آتش بس صورت گرفت. حمایت امریکہ کہ واضح است اما دلیل اینکه فرانسه از لبنان دفاع کرد، این بود که لبنان در دوران استعمار تحت سلطه فرانسه بود، همانطور که فلسطین تحت سلطه بریتانیا بود. فرانسه به نوعی نگهبان لبنان است. لبنان کشوری بسیار مهم برای فرانسه است. به همین دلیل، فرانسه خواهان جنگ با حزب الله است، اما نمی خواھد لبنانی ها متضرر شوند. حتی در دولتی که در لبنان تشکیل می شود، فرانسه نقش زیادی دارد. سه کشور هستند که بر سیاست لبنان تأثیر می گذارند: فرانسه در جامعه مسیحی، عربستان سعودی در جامعه سنی و ایران در جامعه شیعه۔ این سه کشور نفوذ سیاسی عمیقی در لبنان دارند. اما فرانسه بیشترین نقش را دارد.
آتش بس و ترجیح منافع اسرائیل
اکنون که این آتش بس برقرار شده است، منافع اسرائیل در اولویت کامل قرار گرفته است. دلیل این امر این است که ارتش لبنان در جنگ با اسرائیل شرکت نکرد و فقط حزب الله این جنگ را ادارہ کرد و حزب الله نه دولت لبنان است و نه ارتش لبنان. اگرچه نمایندگان حزب الله در دولت حضور دارند، اما مناصب اصلی دولتی در اختیار حزب الله نیست. حزب الله یک قدرت نظامی است که برای رقابت با اسرائیل ایجاد شده است. لبنان توسط اسرائیل اشغال شد که حزب الله به آن پایان داد و اکنون همه مردم لبنان، مسیحیان، سنی ها و شیعیان ھمہ می دانند که اگر کسی می تواند لبنان را در برابر اسرائیل حفظ کند، فقط حزب الله است. به همین دلیل، سایر احزاب لبنان از سوی حزب الله احساس خطر می کنند، همانطور که حزب الله نامطلوب ترین گروه برای عربستان سعودی است و به دلیل حزب الله، عربستان سعودی نمی تواند هیچ حرکتی در لبنان انجام دهد، به همین ترتیب، حزب الله برای فرانسه ھم یک گروه نامطلوب است، اما مجبور است حزب الله را تحمل کند، زیرا حزب اللہ الآن یک قدرت است. آمریکا ھم بزرگترین دشمن حزب الله است. تنها حامی حزب الله ایران است. به همین دلیل، فرانسه، عربستان سعودی و آمریکا همگی خواهان پایان دادن به حزب الله هستند. اما از آنجایی که دیگر در توان کسی نیست که حزب الله را حذف کند، فرمول قدیمی شان در مورد حزب الله را می خواھند اجرا کنند و آن این است کہ حزب الله را به جای یک حزب نظامی به یک حزب سیاسی تبدیل کنند. حزب اللہ باید خلع سلاح شود و مانند سایر احزاب سیاسی وارد سیاست شود، حتی اگر مخالف باقی بماند، زیرا حزب سیاسی بودن دیگر تهدیدی برای آنها نیست.
خلع سلاح حزب الله غیرممکن است
این نوع فشارها پیش از این بارها بر حزب الله وارد شده است و تلاش های زیادی برای خلع سلاح حزب الله صورت گرفته است. در حالی که همه می دانند که اگر حزب الله وجود نداشته باشد، هیچ کس نمی تواند لبنان را در مقایسه با اسرائیل نجات دهد، حزب الله از زمان ایجاد آن ثابت کرده است که تهدیدی برای هیچ کس به جز اسرائیل نیست.
اکنون در زمان جنگ، همه آنها تلاش می کنند حزب الله را خلع سلاح کنند، در حالی که در این جنگ، تنها حزب الله به نمایندگی از لبنان علیه اسرائیل جنگید و بسیار متضرر ھم شد ھم از لحاظ مالی و ھم از لحاظ جانی۔ شهادت سید حسن نصرالله دبیر کل حزب اللہ بزرگترین ضرر بود. در این جنگ، آمریکا و فرانسه سعی کردند با انواع کمک ها به اسرائیل، حزب الله را تضعیف کنند و به عقیده آنها، حزب الله بسیار ضعیف شده است. اما پس از شهادت حسن نصرالله، حملات حزب الله به اسرائیل خیلی بیشتر از قبل بود و خیلی دقیق بود، درزمان حسن نصر اللہ ھیچ وقت تمام شھرھای اسرائیل مورد حملات حزب اللہ قرار نگرفتہ بودند۔ اما پس از شهادت، دیگر هیچ شهری در اسرائیل از حملات حزب الله در امان نبود. حتی خانه نخست وزیر اسرائیل نتانیاهو نیز امن نبود. بنابراین دشمنان به قدرت حزب الله پی بردند. لذا همه این افراد برای نجات اسرائیل از حملات حزب الله مجبور به آتش بس شدند در این آتش بس، لبنان نجات پیدا نکرد، اسرائیل نجات یافت.
اما شرط اول در این قطعنامه آتش بس این بود که حزب اللہ سلاح های خود را زمین بگذارد، اما فرانسه می دانست که حزب الله هرگز نمی تواند این کار را انجام دهد، در زمانی که میدان سیاسی حزب الله کاملاً مسطح بود و حزب الله اجازه ورود به سیاست را داشت اما در سیاست ورود پیدا نکرد، امروز در زمان جنگ تحت هیچ شرایطی نمی توانند این شرط را بپذیرد.
تحمیل حکومت لبنان بر حزب الله
نکته دیگری که در این قطعنامه آورده شد افزایش اختیارات دولت و ارتش لبنان نسبت به حزب الله و کاهش اختیارات حزب الله است. بدیهی است که پیش از آن کل سیستم دفاعی لبنان تحت کنترل حزب الله بود. این شرط از سوی حزب الله پذیرفته شده است، هرچند این نیز آسیب بزرگی به ساختار حزب الله وارد می کند. حزب الله با گسترش اختیارات دولت مخالفت نکرد، اما از آنجایی که در داخل حکومت قدرت های مختلفی وجود دارد، دولت نمی تواند در حفاظت از لبنان موفق باشد و ثانیاً پس از این قطعنامه، حزب الله تابع دولت شد و حزب الله مجبور به انجام این کار خواهد شد کہ برای انجام فعالیت های خود از دولت مجوز بگیرد.
عقب نشینی حزب الله از مناطق مرزی
سومین شرطی که در این آتش‌بس گذاشته شده و حزب‌الله مجبور به پذیرش آن شده است این است که حزب‌الله از منطقه مرزی لبنان و اسرائیل که پایگاه‌های حزب‌الله در آنجا بود، عقب‌نشینی کند و منطقه‌ای که حزب‌الله در آنجا نشسته بود و اسرائیل را به وحشت می انداخت، خالی شده و ارتش سازمان ملل متحد در این منطقه مستقر خواهد شد.
آتش بس فرصتی برای تجدید قوا
این آتش بس به حزب الله فرصتی داده است تا انرژی خود را بازیابد، بنابراین در طول جنگ، در حالی که حزب الله متحمل خسارات مالی هنگفتی شده است، تلفات انسانی زیادی نیز داشته است، بسیاری از فرماندهان بزرگ حزب الله بہ شھادت رسیدند بنابراین برای به فرصتی برای جبران آن نیاز داشت۔ لذا آتش بس نیز سعی در تجدید قوا خود خواهد داشت. و سپس مقاومت خود را به شکل بهتری ادامه خواهد داد. این آتش بس به معنای دست کشیدن حزب الله از مقاومت نیست. بلکه به همین ترتیب مستقر شده و به مقاومت خود ادامه خواهد داد.